براي اينكه بتوان چگونگي پيدايش و تحوّل و خطّ سير و گسترش علوم را در طول تاريخ در پهنهي گيتي به تصوير كشيد، بايد ديد آثار و علومي راكه اين نسخههاي خطّي و به طور كلي آثار مكتوب، حامل و ناقل اين گنجهاي گرانبها بودند، از نظر جغرافيايي در چه مكانهايي توليد شده (تأليف)، در چه نقاطي از جهان باليده و رشد كرده (شرح، ترجمه، تحشيه و ...) و بالمآل در چه مناطقي از اينكرهي خاكي بيشترين ماندگاري را داشته و حتّي نكتهي بسيار ارزنده ديگر اينكه، چه علومي در چه نقاطي از هستي، اسكان و ماندگاري بيشتري داشتهاند و در نهايت استنساخ (كتابت) و گسترش و پراكندگي طبيعي [نه مصنوعي و جعلي، مانند: غارت فرهنگي ميراث مشرق زمين از سوي غربيان!] ..
اين آثار (کتابخانهها) در چه نقطهاي از جهان بيشترين است. بسياري از دستنويسها داراي مكان تأليف و محلّ كتابت و استنساخ ميباشند، با توجّه به اينكه اين نسخ يا داراي تاريخ تأليف و يا به نحوي از اطلاعات و پارامترهاي دروني خود، زمان تأليف آنها را ميتوان تخمين زد؛ با فهرستي كه ميتوان براي اين آثار تهيّه كرد، سرجمع ميزان و بهرهي هر يك از مناطق جغرافيايي تقريباً مشخّص و تسهيمبندي ميگردد. و نيز از آنجايي كه نسخهها كم و بيش داراي محلّ كتابت هستند، و تاريخ كتابت نيز در صورت فقدان آن در نسخه، براي يك متخصّص نسخههاي خطّي، با اندكي تأمّل و دقّت، به سهولت سدهي كتابت، قابل حدث و تخمين است؛ بدين طريق با ثبت آگاهيهاي آنها در يك فهرست و آمارها و دادههايي كه بر اين فهرست مترتّب خواهد بود، به راحتي سهم هر يك از ملل و حتّي در نگرشي دروني و از زاويهي بستهتر، سهم هر يك از شهرهاي داخلي كشور نيز در گسترش علوم، معيّن و تعريف ميگردد؛ و بديهي است در موضوع تحليل <تاريخ علم> و سهم ملل در پيدايش، رشد و تكامل علوم، براي رسيدن به آن، بررسي چنين فهرستي از دستنويسها، كه در واقع آئينهي تمامنماي خطّ سير تاريخي علومند، بيترديد يكي از مؤلفهها و پارامترهاي اصلي و ابزارهاي مطالعاتي قوي، براي تحقّق چنين امري خواهد بود؛ چنانچه اگر نيم نگاهي به كتاب: تاريخ ادبيات عرب، اثر ارزندهي <كارل بروكلمان> بياندازيم، آن موقع دانسته خواهد شد، كه سير نگارش آن دقيقاً بر مدار مناطق (مصر، مغرب، ايران و ...) ميگردد، كه وي آن را با ترتيب و نگرشهاي موضوعي تؤام ساخته است. نكتهي مهمّي كه بدان پيشتر اشاره گرديد، موضوع علومي است، كه در برهههايي خاصّ از تاريخ در مناطقي از اين كرهي خاكي به اوج شكوفايي خود رسيده و مدّتها به آن علوم، به ديدهي اعتبار نگريسته ميشده، كه بر اساس آن حتّي ميتوان ميزان بهرهي هوشي ( IQ) و دقّت يك ملّت را در طول تاريخ سنجيد؛ به عنوان مثال: ماندگاري و بالندگي مباحثي، مانند: هندسه و رياضيّات، فلسفه و منطق و از اين دست موضوعات معقول، كه بر پايههاي عقلانيّت استوارند، در مناطقي، مانند: ايران ماندگاري بيشتري داشته و جالب اين كه شخصيّتهايي كه به نحوي به اين آثار اعتبار و اهميّت بخشيده و به آنها پراختهاند، بسياري از اينان ايراني و از اين سرزمين برخاستهاند؛ چرا كه ايرانيان در طول تاريخ نشان دادهاند، كه از ضريب و بهرهي هوشي بسيار بالايي برخوردار بوده و هستند؛ و اصولاً بايد به اين نكته اذعان داشت كه به اعتراف همهي منصفان عالم، نقش ايران و ايرانيان در پيدايش، رشد و بالندگي و گسترش علوم، در طول تاريخ ، حقيقتاً يك نقش كليدي و محوري بوده است، چنانچه اگر دانشمندان علوم گوناگون را مورد شمارش قرار دهيم، بهراحتي به اين نكته پي خواهيم برد، كه ايران حدّاقل هفتصد سال (سدههاي 2-9 هـ.) مهد علم دانش و مركز توليد علم و دانش در بيشترين زمينههاي علوم و فنون به خصوص در علوم محض و پايه مانند: رياضيات، فلسفه و ... بوده و دانشمندان متبحّر ايراني نيز سرآمد علوم روز بودهاند؛ اگر چه كساني مغرض، با نگارش آثاري دروغين همچون: عروبة العلماء! بخواهند با سرقت و تحريف تاريخ براي گذشتهي موهوم خويش هويّتي جعلي ساخته و در سايهي سرقت افتخارات ملّي ديگر ملل، براي نسلهاي بعدي خودشان مباحات كنند. ناگفته پيداست، همچنانكه استاد بزرگوار جناب آقاي عبدالحسين حائري نيز در برخي بيانات خويش اشاره داشتهاند، كه اگر روزي بر اساس يافتهها از نسخههاي خطّي، تاريخ علمي از سوي خوديها نه بيگانگان نوشته شود، آن موقع سهم واقعي هر يك از اقوام و ملل در گسترش علوم معيّن و دانسته خواهد شد؛ بايد گفت تهيّه و نگارش <تاريخ علم>ِ مورد انتظار و نظر بسياري از دلسوزان جامعهي اسلامي ايران، بيترديد مبتني بر موادّي است، كه يكي از آنها به يقين محلّ توليد علوم <تأليف> و ديگري محلّ گسترش و بالندگي علوم <كتابت> دستنويسهاست؛ اميد است قلمهايي با نوشتن آثاري قابل قبول، اين آرزوي بزرگان، دين و فرهنگ، يعني <تاريخ علم مسلمانان> را تحقّق عيني بخشند.
ارسال شده توسط حسین متقی در تاريخ پنجشنبه 25 خرداد 1385 ساعت 7:08 قبلازظهر (نظر بدهید)